چگونه تو
هنوز هم به تو فکر می کنم
شبیه کودکی که برای اولین بار
به آتش دست زده بود..
هنوز هم به تو فکر می کنم
شبیه کودکی که برای اولین بار
به آتش دست زده بود..
ما بی غمان مست دل از دست دادهایم
همراز عشق و همنفس جام بادهایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیدهاند
تا کار خود ز ابروی جانان گشادهایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیدهای
ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم
پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستادهایم
کار از تو میرود مددی ای دلیل راه
کانصاف میدهیم و ز راه اوفتادهایم
چون لاله می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم
گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که همان لوح سادهایم
مرتبط نوشت| برای خدا شدن فقط کافی ست نباشی
اصلاح می کنم.. برای فراموش شدن.
برگشا چهره مگیر ای گلِ آزرده ی من
دیدنِ روی تو زیباست.. اگر بگــــذاری
