از روزهای شــــــــــــازده ماهی

تُو با مَن کاری کردی.. کِه بـَهار با درخت گیلاس میکُند..

محبوبه طباخیان جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲، ۲:۳۸ ق.ظ

اینجا برام شده مثل یه دفترخاطرات که فقط هیجانات رو داخلش نوشتم.. خوشحالی رو فریاد زدم، غم رو فریاد زدم. کاش می تونستم چند ماه آسوده باشم، هیچ کس رو نبینم و صدای کسی رو نشنوم تا خودم رو منظم کنم.

آقای ه رنج زیادی به من داده، دیگه میخوام ازش فاصله بگیرم، من همه جور خستگی رو این مدت به خودم دادم، همه جور زحمتی رو کشیدم و اعصاب گذاشتم روش. قلبم سنگین شده و دیگه نمیخوام به اون روزای وابستگی برگردم. میگم نکنه انتخابای به این مهمی برای انسان، رنج های زیادی میارند و دست آخر هم به جدایی می رسند؟ نکنه نفهمیدم چکار کردم؟

چقدر قلبم سنگینه 💔

محبوبه طباخیان جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲، ۲:۱۰ ق.ظ

تو اصلا .. منو بلد نبودی. 💔

mouse code|تغییر شکل ماوس
كد ماوس

دریافت کد تاریخ شمسی

بیوگرافی
دیگر چیزی ندارد جز یک قلب