47
+ ابتدا بال ها آمدند و آنگاه فرشته..
+ ابتدا بال ها آمدند و آنگاه فرشته..
دوست دارم با تو باشم چون هيچوقت از باتو بودن خسته نمی شوم . حتي وقتي نوازشم نمی كنی حتی وقتی در يك اتاق نيستيم باز هم خسته نمی شوم . هرگز دلزده نمی شوم . فكر كنم به خاطر اين است كه به تو اعتماد دارم به افكارت اعتماد دارم . همه آنچه در تو می بينم و هرآنچه نمی بينم را دوست دارم .


با اين همه ضعف هايت را مي دانم . اما احساس مي كنم همين نقاط ضعف تو و نقاط قوت من هستند كه با هم سازگارند . ترس های مشترك نداريم . حتي پليدی های ما به هم می آيند ، تو بيش از آنچه نشان می دهی مي ارزی من به نگاه تو نيازمندم..
| من او را دوست داشتم ، آنا گاوالدا |
+ مردم آنهایی هستند که اگر نمی توانند قدمی به خیر و صلاح خودشان بردارند، لااقل می توانند فکر کنند؛ می توانند بشنوند و بعد قضاوت کنند، نه قضاوت کنند و بعد خود را به کری بزنند.
+ جنگ همیشه بوده است. ولی مردم زود به صلح عادت میکنند. آنوقت خیال میکنند حالت عادی همین است.
نه، حالت عادی همان جنگ است.
| آدم اول ، آلبر کامو |
